مجله بانوان

/

سلامت

/

بدترین دلایل برای ازدواج

[ ازدواج, خیانت, روان شناسی, ]

خرید اینترنتی کفی افزایش قد

بدترین دلایل برای ازدواج!

زوج های بی شماری فکر می کنند به دلایل مناسبی ازدواج می کنند. مطمئن ترین زوج ها در ابتدا عاشق هم بودند، از نظر فیزیکی مجذوب هم بودند، از نظر عاطفی و عقلی مناسب هم بودند و دارای ارزش های مشابه نیز بودند. آن ها مشکلات خود را داشتند اما به خود فرصت مبارزه برای مذاکره با سخت ترین وظیفه ای که ما در زندگیمان به آن متهم هستیم –داشتن رابطه ای خوشحال، سالم و طولانی مدت. فکرش را بکنید: در دبیرستان و دانشگاه چند واحد در موردِ نظریه ی رابطه داشتید؟ احتمالا نداشته اید، اما مطمئنم که حداقل سه واحد ریاضیات داشتید.

کِی یاد خواهیم گرفت؟ کِی روی سر و سامان دادنِ چیزی که باعث نابودیِ ما می شود تمرکز خواهیم کرد به جای این که به فکر بی حس کردنِ دردهایمان با غذا، دارو، موسیقی یا ورزش باشیم؟ من همه این موارد را دوست دارم اما زمانی که برای فرار از چیزهایی که خیلی مهمتر هستند باشند –رابطه ی شما و خانواده تان –آن ها فقط به عنوان وصله ای برای لاستیک هستند.

سال ها سر این مسئله که بیشتر مردم و هم چنین جامعه رابطه ها و ازدواج را به اندازه کافی جدی نمی گیرند بحث شده است. ما آن را به چیزی مثل یاد گرفتن دوچرخه سواری تنزل می دهیم. در عجیب ترین مثال ها، بعضی زوج ها به دلایل بسیار سست ازدواج می کنند. در زیر به چند مورد اشاره می کنیم:

1 .خواستم که احساساتِ شریک عاطفی ام را جریحه دار نکرده باشم.

اگر با کسی به این دلیل که نگران احساساتش بودید ازدواج کردید، فکر می کنید چه حسی خواهند داشت وقتی به آن ها خیانت کنید، از آن ها خسته شوید و دیگر با آن ها رابطه جنسی نداشته باشید، یا این که بعد از یک یا دوسال رهایشان کنید؟

2. نتوانستم نه بگویم.

خب، شما فرد خوبی با محدودیت های کمی هستید. ممکن است در کودکی نقش والد را ادا کرده باشید و یاد نگرفته باشید که نیازهای خود را از نیازهای دیگران جدا کنید. باور کنید، شما نهایتا به ازدواج "نه" خواهید گفت اگر این دلیل اصلی تسلیم شدن شما است.

3. والدین من شریک عاطفی ام را دوست داشتند.

پس به او بگو که با والدینت زندگی کند در حینی که تو خانه ای برای خودت دست و پا می کنی! این خوب است که والدین شما شریک شما را بپذیرند –یک دردسر در رابطه کمتر می شود. اما برخی والدین متوجه این نیستند که چه چیزی برای شما مناسب تر است یا این که چه چیزی برایتان کارساز خواهد بود. آن ها ممکن است به امنیت مالی یا نوه هایشان فکر کنند. این فوق العاده است که در هنگام تصمیم گیری در رابطه با تصمیمات زندگی خود، یک نظرسنجی خوب داشته باشید، اما در نهایت، این شما هستید که باید تصمیم بگیرد.

4. من مجذوب شریک عاطفی ام نبودم، اما او با من خیلی خوب برخورد می کرد.

منظور شما این است که دیگر قادر به پیدا کردن کسی که به شما ارزش بدهد و احترام بگذارد نخواهید بود؟ سوال من این است: با گذشت زمان با این فرد چگونه برخورد خواهید کرد؟

5. من از نظر ظاهری مجذوب شریکم نبودم، اما ما دیدگاه مذهبیِ مشترکی داشتیم.

خب، بهتر است که این حس همیشگی باشد، چون زمانی که در معرض جذابیت و شور و شوقِ بیرون از رابطه قرار بگیرید، به تمام کمک های معنوی که می توانید داشته باشید نیاز خواهید داشت.

6. به پول احتیاج داشتم.

وقتی ما زنده ماندن را جلوتر از مجذوب شدن، شور و اشتیاق، و علایق مشترک قرار دهیم، سپس، زمانی که به حس امنیتی برسیم، ماه عسل ممکن است ناگهان پایان یابد.

7. شریک عاطفی ام اکثر موارد موجود در لیستِ رابطه ام را دارا بود.

میزانی که این مسئله مشکل ساز خواهد بود به این که کدام موارد در لیست تیک نخورده باقی مانده بود بستگی دارد: برای مثال، اگر رابطه جنسی برای شما زیاد مهم نبود، کمبود آن در لیستتان مورد مهمی نخواهد بود. به دور از پیچیدگی، شما باید به خودتان اعتراف کنید که چه چیزی برای سلامتِ رابطه تان حیاتی و یا مخاطره آمیز است. اگر مواردی را که رابطه تان بدون آن ها امکان پذیر نیست از قلم بیاندازید، مشکل پیش خواهد آمد.

نکته ی اخلاقی داستان این است که: به خودِ واقعیتان پایبند باشید؛ به چیزی که حس و فکر می کنید. یا همان طور که اسکار وایلد می نویسد، "خودِ واقعیتان باشید، بقیه همه شخصیت منحصر به فرد خود را دارند."
بدترین دلایل برای ازدواج!